خرید و دانلود کتاب سلام بر ابراهیم (جلد اول) زندگینامه شهید ابراهیم هادی

زندگی نامه و خاطرات پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی

4.8 از 238 نظر

کتاب الکترونیکی سلام بر ابراهیم (جلد اول)

حجم دانلود: 3.5 مگا بایت
صفحات کتاب : 256

معرفی کتاب سلام بر ابراهیم (جلد اول)



 



کتاب سلام بر ابراهیم، نه تنها یادآور شهیدی قهرمان، بلکه بیانگر احوال مردی است که با داشتن قهرمانی ها، پهلوانی ها، رشادت ها، مروت ها و... با دریافت مدال شهادت کمال یافت. در عصری که نوجوان و جوان ما با تأثیر پذیری از الگوهای کم مایه در عرصه های ورزشی و هنری و... در کوره راه های زندگی، یوسف وار هر گامشان را چاهی در پیش و گرگی در لباس میش در کمین است، مروری بر زندگی ابراهیم ها می تواند چراغی در شب ظلمانی باشد. چرا که پیر ما فرمود: «با این ستاره ها راه را می شود پیدا کرد.»



آنچه کتاب سلام بر ابراهیم، به رشته تحریر درآورده است زندگینامه ای مختصر و بیش از شصت خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر ابراهیم هادی است که حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید است که همگی در گردآوری این مجموعه ارزشمند کمک رسان بودند.



 



کتاب سلام بر ابراهیم



 



 



نیم نگاهی به زندگی شهید ابراهیم هادی؛ از تولد تا شهادت



 



شهید ابراهیم هادی در یکم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۶ دیده به جهان گشود، ابراهیم دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت و دبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان و کریم‌خان گذراند. او در سال ۱۳۵۵ توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود. از همان سال‌های پایانی دبیرستان، مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد؛ حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی و همراهی و شاگردی استادی نظیر مرحوم علامه محمدتقی جعفری، بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود.



این شهید، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد؛ همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد. ابراهیم هادی پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال ۱۳۶۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.



 



 



کتاب سلام بر ابراهیم



 



بریده ای از کتاب سلام بر ابراهیم



 



در ایام مجروحیت ابراهیم به دیدنش رفتم. بعد با موتور به منزل یکی از رفقا برای مراسم افطاری رفتیم. صاحبخانه از دوستان نزدیک ابراهیم بود. خیلی تعارف می کرد. ابراهیم هم که به تعارف احتیاج نداشت! خلاصه کم نگذاشت. تقریباً چیزی از سفره اتاق ما اضافه نیامد!



جعفر جنگروی از دوستان ما هم آنجا بود. بعد از افطار مرتب داخل اتاق مجاور می رفت و دوستانش را صدا می کرد. یکی یکی آ نها را می آورد و می گفت: ابرام جون، ایشون خیلی دوست داشتند شما را ببینند و...

ابراهیم که خیلی خورده بود و به خاطر مجروحیت، پایش درد می کرد، مجبور بود به احترام افراد بلند شود و روبوسی کند. جعفر هم پشت سرشان آرام و بی صدا می خندید. وقتی ابراهیم می نشست، جعفر می رفت و نفر بعدی را می آورد! چندین بار این کار را تکرار کرد. ابراهیم که خیلی اذیت شده بود با آرامش خاصی گفت: جعفر جون، نوبت ما هم می رسه!

آخرشب می خواستیم برگردیم. ابراهیم سوار موتور من شد و گفت: سریع حرکت کن! جعفر هم سوار موتور خودش شد و دنبال ما راه افتاد. فاصله ما با جعفر زیاد شد. رسیدیم به ایست و بازرسی! من ایستادم. ابراهیم باصدای بلند گفت: برادر بیا اینجا! یکی از جوان های مسلح جلو آمد. ابراهیم ادامه داد: دوست عزیز، بنده جانباز هستم و این آقای راننده هم از بچه های سپاه هستند. یک موتور دنبال ما داره میاد که...



بعد کمی مکث کرد و گفت: من چیزی نگم بهتره، فقط خیلی مواظب باشید. فکر کنم مسلحه! بعد گفت: بااجازه و حرکت کردیم. کمی جلوتر رفتم توی پیاده رو و ایستادم. دوتایی داشتیم میخندیدیم. موتور جعفر رسید. چهار نفر مسلح دور موتور را گرفتند! بعد متوجه اسلحه کمری جعفر شدند! دیگر هر چه میگفت کسی اهمیت نمیداد و...

تقریباً نیم ساعت بعد مسئول گروه آمد و حاج جعفر را شناخت. کلی معذرت خواهی کرد و به بچه های گروهش گفت: ایشون، حاج جعفر جنگروی از فرماندهان لشگر سیدالشهداء هستند. بچه های گروه، با خجالت از ایشان معذرت خواهی کردند. جعفر هم که خیلی عصبانی شده بود، بدون اینکه حرفی بزند اسلحه اش را تحویل گرفت و سوار موتور شد و حرکت کرد.

کمی جلوتر که آمد ابراهیم را دید. در پیاده رو ایستاده و شدید میخندید! تازه فهمید که چه اتفاقی افتاده. ابراهیم جلو آمد، جعفر را بغل کرد و بوسید. اخم های جعفر بازشد. او هم خنده اش گرفت. خدا را شکر با خنده همه چیز تمام شد.



 



کتاب سلام بر ابراهیم به چه عزیزانی پیشنهاد می شود:



کتاب سلام بر ابراهیم، در ظاهر اثری است که خاطرات شهید دفاع مقدس را بازگو می کند اما می تواند برای کسانی که بدنبال درست زیستن و اصلاح مثبت اخلاق خود هستند، راه گشا باشد.


کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها کتاب سلام بر ابراهیم (جلد اول)

مشخصات کتاب سلام بر ابراهیم (جلد اول)

نوع اثر : کتاب

مجموعه اثر : سلام بر ابراهیم

صفحات کتاب : 256

کنگره : ‫DSR1626‭‬‭‬ ‭/ھ17‫‭س8 1393

دیویی : ‫‭955/0843092

کتابشناسی ملی : 3658956

شابک : 978-600-94498-5-9‬‬

سال نشر : 1393

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

نظرات درباره کتاب سلام بر ابراهیم (جلد اول)

98917****9391

بسیار زیبا به وضعیت روحی بچه های جبهه و جنگ پرداخته شده و میتواند به عنوان پایان نامه دکترا روانپزشکی مورد استفاده قرار بگیره

1400/5/14

پاسخ
98917****9391

با تشکر عالی بود فقط بخشی که در سنندج دکه روزنامه فروشی را به جهت داشتن چند شیشه مشروب به رگبار میبندد به نظر برخورد مناسبی نبوده

1400/5/13

پاسخ
98901****0965

خب فروش و استعمال مشروب مست کننده در شرع اسلامی حرام است دیگه.

1400/6/8

98913****3587

سلام شهدا شمع محفل بشریتند امام خمینی یاد امام و شهدا دلو میبره کربوبلا.

1400/4/19

پاسخ
98917****8224

عالی.پیشنهاد میکنم کتاب عارفانه که زندگی شهید احمدعلی نیری هست را هم بخوانید آن هم فوق العاده هست.

1399/9/20

پاسخ
98992****5772

سلام .من کتابهای زیادی خوندم اما این کتاب با همه فرق داره حتما مطالعه اش کنید ????

1399/9/6

پاسخ
98901****0965

اصلا جنس شهدا فرق میکند

1400/6/8

98918****1286

عالی

1399/1/26

پاسخ
98936****5527

عالی

1398/6/26

پاسخ
98938****2234

خیلی عالیه
امیدوارم بتونم یکم شبیه اون زندگی کنم.

1398/4/29

پاسخ
98991****1916

عالیه

1398/4/11

پاسخ
98935****1434

عالی بود واقعا حمد الله میگویم اینطور جوانان پاک و مومن داشتیم از اسلام دفاع کردند

1398/3/30

پاسخ