کتاب حسین پسر غلامحسین، زندگی نامه و شهادت شهید محمدحسین یوسف الهی را روایت می کند و در خلال معرفی او، به رابطه اش با سردار حاج قاسم سلیمانی می پردازد. بنا بر وصیت سردار سلیمانی، ایشان را در کنار مزار شهید محمدحسین یوسف الهی به خاک سپردهاند.
شاید این جمله را شنیده باشید که؛ شهدا را شهدا تربیت می کنند. شهید یوسف الهی در زمان دفاع مقدس به عنوان یکی از نیروهای زیرمجموعه شهید سردار سلیمانی فعالیت میکرده است. اما خاطراتی که سردار سلیمانی از این شهید بزرگوار نقل میکند و البته وصیتش برای دفن در کنار این شهید نشان از تاثیرات عمیقی دارد که شهید سلیمانی از این شهید عالی مقام گرفته است. در چندین نقل در کتاب حسین پسر غلامحسین پی به عارف مسلک بودن شهید یوسف الهی میبریم، از جمله آنجا که شهید به سردار سلیمانی با خنده همیشگی خود در تایید پیشگویی که میکند را با این ادبیات میگوید: من حسین پسر غلامحسین این را به تو می گویم.
حسودی ام می شود این کتاب را کسی دیگر بخواند و حسین را بیشتر از من دوست داشته باشد. این نقلی است از سردار سلیمانی عزیز.
کتاب شهید یوسف الهی در پنج فصل متشکل از خاطراتی کوتاه با عناوین؛ روایت مادر، به روایت همرزمان، دوری و فراق تا آخرین دیدار به روایت مادر، شهادت به روایت همرزمان، خانواده شهید و عکس ها، یادداشت ها و مستندات توسط مرکز حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه ثارالله کرمان منتشر شده است. در ابتدای فصل به روایت همرزمان، چند خاطره از سردار سلیمانی انتخاب شده است.
در فصل پایانی کتاب اطلاعاتی از روزنامه حدیث کرمان، مورخ 19 اسفند سال 64، 12 آبان 66، ویژه نامه فتح شماره 115، سخنان سردار سلیمانی در دیدار با هیئت شهدای بیت الله الحرام کرمان، وصیت نامه سردار شهید یوسف الهی، روزنامه اطلاعات به تاریخ 21 تیرماه سال 78، دست نوشته های محمدحسین، نامه شهید به یکی از دوستانش، شمّه ای از ویژگی های امام، نامه پدر شهید از مدینه خطاب به فرزندانش، دل نوش ته های محمدحسین بعد از شهادت دوستانش از ج مله غلامرضا صانعی، علی رحیم آبادی، حمید مظهری صفات، محمد امیری، اسلام لو و صانعی و محمدعلی کازرونی آمده است. برای مطالعه متن کامل کتاب، دانلود کتاب حسین پسر غلامحسین را در فراکتاب انجام دهید.
این کتاب در پنج فصل به زیور تبع آراسته شده است:
به روایت مادر
به روایت همرزمان
دوری و فراق تا آخرین دیدار به روایت مادر
شهادت به روایت همرزمان وخانواده شهید
عکس ها، یادداشت ها و مستندات
در عملیات والفجر 4 قرار بود ما روی ارتفاعات برویم و آنجا سردار سلیمانی بچههای اطلاعات را توجیه کنند. ما نیم ساعت دیر رسیدیم. سردار که در این زمینهها بسیار حساس بود، خیلی ناراحت شد. ایشان با تندی و ناراحتی به محمدحسین گفتند:«چرا دیر آمدید؟» خب من با اخلاق ایشان آشنایی نداشتم به همین خاطر از برخوردشان ناراحت شدم، اما محمدحسین با همان حالت همیشگیاش که یک لبخندی در گوشه لبش بود، خیلی خونسرد گفت: «معذرت میخواهیم! جاده بسته بود و ماشین گیر نیامد.»
ما وقتی حالت محمدحسین را دیدیدم، ناراحتی خودمان را فراموش کردیم. این برایمان جالب بود که محمدحسین بدون کوچکترین دلخوری، برخورد مافوقش را میپذیرد و اصلا دلگیر نمیشود.
شهید محمدحسین یوسف الهی سال 1340 در شهر «کرمان» متولد شد، پدر و مادر شهید هر دو فرهنگی بودند و در آموزش و پرورش خدمت می کردند. محیط خانواده کاملا فرهنگی بود و همه فرزندان از همان کودکی با حضور در مساجد و جلسات مذهبی با اسلام و قرآن آشنا می شدند. علاقه زیاد و ارتباط عمیق محمدحسین با نهج البلاغه نیز ریشه در همین دوران دارد. در روزهای انقلاب محمدحسین دبیرستانی بود و حضوری فعال داشت و یکی از عاملان حرکت های دانش آموزان در شهر کرمان بود. شهید یوسف الهی با آغاز جنگ عراق علیه ایران در لشکر 41 ثارالله واحد اطلاعات و عملیات به فعالیت خود ادامه داد و بعدها به عنوان جانشین فرمانده این واحد انتخاب شد. در طول جنگ پنج مرتبه به سختی مجروح شد و بالاخره آخرین بار در عملیات والفجر هشت به دلیل مصدومیت حاصل از بمب های شیمیایی در بیست و هفتم بهمن ماه سال 1364 در بیمارستان لبافی نژاد تهران به شهادت رسید.
نسخه الکترونیک این کتاب را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید و یا به صورت آنلاین مطالعه کنید.
مشخصات حسین پسر غلامحسین کتاب را در جدول ذیل ببینید.
مشخصات | |
ناشر: | شهید حاج قاسم سلیمانی |
نویسنده: | مهری پورمنعمی |
زبان: | فارسی |
تعداد صفحه: | 317 |
موضوع: | خاطرات کوتاه درباره شهید محمدحسین یوسف الهی |
قالب: | الکترونیک و چاپی |
نظر دیگران //= $contentName ?>
دانلود رایگان پی دی اف کتاب حسین پسر غلامحسین رو برای همه آزاد کنید تا بتوانند با شخصیت این شهید بزرگوار که مح...
واقعا خارق العادست. الان مقداری درک میکنم که حاج قاسم چه ها دیده در زندگیش مخصوصا از این شهید عزیز که باعث شدن...
شفیعمان باش...
تربیت یعنی ک خود را ساختن .. بعد خود بر دیگران پرداختن ......
چه جوابی دارند در روز محشر به این شهدا کسانی که پای سفره این انقلاب نشستند و در حال خیانت به ارزش های اسلامی ا...
کتاب بسیار عالی است...
خدا لعنت کنه کسایی ک با حق و ناحق کردن خون شهدا رو پایمال میکنن ،، بسیار عالی بود استفاده کردیم کاش بتونیم ما ...
گر چه مولانا نبودم شمس تبریزم شدی آتشی بودی ز لطف و مهر ؛ بر جانم زدی...
بسیار لذت بردم از این کتاب با اینکه هنوز تموم نشده...
یک عزیز دل و کتابی شیرین و شهیدی دوست داشتنی...