2.0از 2

روباه و لحظه های عربی

نامزد نهایی جایزه ی کتاب فصل ادبیات داستانی و جایزه ی ادبی روزی روزگاری 1389

رایگان
خرید
    • معرفی کتاب
    • مشخصات کتاب
    ما منتظر حبیب می ماندیم و قبلِ این که رویش را ببوسیم خدا را از توی ساک برمی داشتیم و روزنامه ی مچاله را پس می زدیم و از خدای این بار آورده رونمایی می کردیم.

    چه قشقرقی که راه نمی انداختیم. انگار یک عشیره ی ناامید عروسی دختر ترشیده اش را جشن گرفته باشد. برای خودش آیینی بود. ولی خوب، انصافا جلو خودمان را هم می گرفتیم که ذوق زده نشویم و نزنیم بترکانیم.

    از همین بود که وقتی یکی مان گفت خبر کنیم بچه های دانشکده بیایند ببینند تن ندادیم و کلی توپیدیم و خشم آلود ماغ سرِ بدبخت کشیدیم. خطر داشت. می ریختند می گرفتندمان به اسم هزار فرقه. مگر کار بی خود قحط بود؟...