0.0از 0
اشک قاصدک
رایگان
خرید
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
باران هلهله کنان از پس پرچین می گذرد و پای بر مزرعه کوچک می گذارد و بوسه بر ساقه های نحیف زده و گیسوان مترسک را شانه می زند. صدای بانگ و نوای کودکانی که خرسند می دوند؛ پا به پای باران می خندند؛
با خنده های باران به گوش بوف کهنسالی که در پناه درختی سکنی گزیده است، می رسد و اندکی او را شاد می کند. باران هلهله کنان انگشت به آشیانه ی پروانه ها می زند و بال های خاکی از گرد و غبار سنجاقک را صیقل می زند.چه سرمست می بارد باران وچه شاد پای بر مزرعه گذاشته است.باران آنچنان می بارد که گویی در مزرعه رودخانه ای طغیان کرده است...
با خنده های باران به گوش بوف کهنسالی که در پناه درختی سکنی گزیده است، می رسد و اندکی او را شاد می کند. باران هلهله کنان انگشت به آشیانه ی پروانه ها می زند و بال های خاکی از گرد و غبار سنجاقک را صیقل می زند.چه سرمست می بارد باران وچه شاد پای بر مزرعه گذاشته است.باران آنچنان می بارد که گویی در مزرعه رودخانه ای طغیان کرده است...