کتاب حضرت یوسف علیه السلام (جلد اول)
دفتر هشتم سلسله مباحث سمت خدا
- چاپی
- الکترونیکی
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب حضرت یوسف علیهالسلام (جلد اول)
سیره تربیتی پیامبران، دفتر هشتم، حضرت یوسف علیهالسلام (جلد اول) کتابی است که استاد محمدرضا عابدینی مباحث خود در برنامهی سمت خدا را به رشتهی تحریر در آورده است.
داستان حضرت یوسف علیهالسلام در بین انبیای الهی ویژگی خاصی دارد و در آن مبارزه با نفس و جهاد اکبر بارز است. با وجود اینکه مبارزه با کفر و بتپرستی و ترویج توحید و یکتاپرستی پس از استقرار حاکمیت حضرت یوسف علیهالسلام در این داستان وجود دارد، اما در قرآن، بیشترین کلام بر محور نخست، یعنی جهاد اکبر بیان شده است؛ یعنی بیان صفات رذیلۀ اخلاقی در برادران حضرت یوسف علیهالسلام و کشاکش قوای شهوانی در دستگاه حاکمیت زنان مصر، بیشترین مباحث این سوره را تشکیل میدهد؛ درعینحالی که تمام اینها در پرتو ظهور ولایت الهی دیده میشود.
قصه این ولی خدا در قرآن کریم آمیخته به انواع محبت و عشق شده است و به همین جهت شاید بتوان او را پیامبر عشق نامید. مواعده الهی با او با خوابی آغاز شد و در نهایت با تأویل و تحقق آن به اوج میرسد. بین این دو عشق الهی در آغاز و انجام انواع عشق زمینی و آسمانی و اقسام محبت به تصویر کشیده میشود؛ ولی در نهایت همه با رنگ و بوی ولی الهی از مرز عصمت و عفت خارج نشده و نهتنها سد راه حرکت به سوی خدا نمیشود، بلکه تمام موانع تبدیل به سکوهای پرش میشود و یوسف صدیق (علیهالسلام) در آسمان ولایت مسجود خورشید و ماه و ستارگان میگردد و در اوج ولایت الهی از همه رو گردانده و با ندای «رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بالصَّالِحِینَ» تسلیم مطلق را طلب کرده و خواهان الحاق به مقام محمد و آل محمد است.
گزیده کتاب حضرت یوسف علیه السلام (جلد اول)
از اینجا زندگی یوسف وارد مرحلۀ دیگری می شود. از درون چاه بیرون میآید و پس از مدتی بردگی، وارد خانهای میشود و به ظاهر تحت تربیت عزیز مصر و همسرش، در اوج عزت قرار میگیرد و نازپرورده میشود. آنها ابتدا خواستند برای یوسف علیهالسلام جایی را در نظر بگیرند، اما یوسف علیهالسلام قسمتی از خانه را به عنوان عبادتگاه قرار داد و تن به تزیینات و تجملات نداد. نه اینکه از آنها استفاده نکند، بلکه دل به آنها نداد؛ یعنی وقتی دید آنها حاضرند هرگونه کمک و همکاری با او کنند، از آنها تقاضا کرد که عبادتگاهی برایش قرار دهند. یکی از کارهای او در آن عبادتگاه علاوه بر عبادت خدای سبحان، گریه در فراق یعقوب علیهالسلام برای خدای سبحان بود.
سرنوشت جوانی که به صورت برده ای خریدوفروش می شود، هر لحظه ممکن است به شکلی تغییر کند. ممکن است تحت تبعیت این خانواده یا آن خانواده قرار بگیرد و این می تواند زندگی او را از این رو به آن رو کند و تفکر او را تغییر دهد؛ اما او یوسف است و خدا به او جمال داده است؛ چون می خواهد او سیر عبودیت را طی کند. گاهی شخص زشتی موردتحقیر قرار می گیرد و این اتفاق ممکن است برای چنین کسی به صورت مکرر پیش بیاید. چنین فردی زمینۀ تحمل بیشتری دارد و بیرغبتی دیگران برایش عادی است؛ اما کسی که خدا او را در اوج زیبایی قرار داده، بسیار شکننده است. هرکس او را ببیند، بلافاصله جذب او میشود. سپس ناگهان خدای سبحان او را به وسیلۀ عدهای حسود، در چاه قرار میدهد و پس از آن به صورت بردهای درمیآورد. چنین کسی باید در سیر عبودیت خود بسیار قوی باشد تا بتواند این تحقیرها را تحمل کند.