5.0از 5
خرس
رایگان
خرید
نظر دیگران
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
... چیزی در من شکسته بود. نمی دانستم چه چیزی، ولی هرچه که بود، هرگز در من جوش نخورد و درست نشد.
تصویر آن مرد خپله توی سرم مثل شبح یک خرس سیاه، هی باد می کرد و بزرگتر می شد، تا آنجا که همه چیز را از فشار هیکلش له و لورده می کرد، همه چیز را، من و آن سه تا آقای مهربان و حتی خود پدرم را که تا آن روز به نظرم قویتر ین مرد جهان بود ...
تصویر آن مرد خپله توی سرم مثل شبح یک خرس سیاه، هی باد می کرد و بزرگتر می شد، تا آنجا که همه چیز را از فشار هیکلش له و لورده می کرد، همه چیز را، من و آن سه تا آقای مهربان و حتی خود پدرم را که تا آن روز به نظرم قویتر ین مرد جهان بود ...