کتاب سال سیل

3 از 1 نظر

کتاب چاپی سال سیل

صفحات کتاب : 220

معرفی کتاب سال سیل

کتاب سال سیل، اثری از مهرداد صدقی است که در انتشارات کتاب کوچه منتشر شده است. این داستان، ماجرای چند رخداد است که زندگی دو دلداده را حسابی به هم می‌ریزد. کتاب سال سیل، جدیدترین داستان مهرداد صدقی است. داستان در گل دره رخ می‌دهد و ماجرای یک دلدادگی را بیان می‌کند. عشقی که میان صولت و ماه چهره وجود دارد ولی دست سرنشوت خواب‌های دیگری برایشان دیده است. در همین حین است که سیلی هولناک، تمام منطقه را به هم می‌رید و وضعیت مردم را به کلی دگرگون می‌کند...

اما داستان و اتفاق‌های پی در پی اینجا تمام نمی‌شوند... موجودی عجیب و غریب، با لرزش‌های ناگهانی‌اش، دوباره منطقه را تحت تاثیر خودش قرار می‌دهد و ...

گزیده کتاب سال سیل

اسم صولت که آمد، کنعان از آن بالا به باقر نگاه کرد. انگار معنای حرف باقر را گرفته بود. برای یک لحظه ماند چه جوالی بدهد اما وقتی به کمرش فکر کرد و به بدقلقلی شاخه‌های پربار، بدش نیامد از دیگری کمک بگیرد. مطمئن بود هیچکس مثل صولت به او کمک نخواهد کرد. لبخندی زد و گفت: «امروز که نه، ایشالا از فردا بگو بیاد.»

معنای این لبخند را باقر هم فهمید. یعنی که بیاید اما خبری از دخترم نخواهد بود و الکی دلش را شیره نمالد و به زبان ساده‌تر، یعنی فردا بعد از جواب دادنِ ماه‌چهره بیاید. برای همین باقر گفت «چشم... ولی خا مواظب باش نیفتی. این دفعه اگه افتادی و کمرت واقعا شکست، دوباره تقصیر صولت نندازی.»

کنعان خواست جواب باقر را بدهد اما حس کرد پشت گردنش می‌سوزد. دستش را برد سمت گردنش. یک مورچه بزرگ، گردنش را گاز گرفته بود. کنعان به همین بهانه، می‌خواست هم حرفش را می‌زند و هم به باقر و صولت طعنه بزند: «لااله الاالله. باقر من از گذشته هیچی نمگم تویم نگو دیگه. خیلی‌هامان چیزایی از دست دادیم، حرفایی به هم زدیم، اشتباهایی کردیم ولی اگه بخوایم اسمش بیاریم تو بیشتر بدهکار مشی‌ها.

«من نیامدم به دعوا. اتفاقا آمدم به آشتی. توی راه با خودم گفتم اگه امشب مُردم هیچکس کینه‌ای از من نداشته باشه بالاخص کنعان. به قول تو حرفایی زده شد که نباید زده مِشد و حالا گذشته. قدیم زمان برای آشتی...»

کنعان محکم زد پشت گردنش، حرف باقر را قطع کرد و گفت: «نِگا، مورچه بی‌مقدار، گردن منِ همچی گاز گرفته که چی... لقمه بزرگ‌تر از دهن مخواد برداره. خا بگو تو هم‌قد کنعانی، هم‌وزنشی، هم‌هیکلشی، الان بالفرضم منِ گاز گرفتی، منِ مخوای ببری لانه‌ت؟ یا مکن با فیل‌بانان مشورت... یا...»

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها کتاب سال سیل

مشخصات کتاب سال سیل

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 220

کنگره : ‫‬‭PIR8131

دیویی : ‏‫‬‭8‮فا‬3/62

کتابشناسی ملی : 7421303

شابک : 978-622-739014-8

سال نشر : ‏‫1399

نظرات درباره کتاب سال سیل