کتاب ابله

3 از 1 نظر

کتاب چاپی ابله (سه جلدی)

صفحات کتاب : 982
توصیف مختصر : سه جلدی

معرفی کتاب ابله

کتاب ابله یکی از رمان‌های شاهکار نویسنده‌ی روسی، «فیودور داستایِفسکی» است. این اثر اولین بار در سال 1868 در پاورقی روزنامه‌ی معروف روسی به‌ نام روسکی ویستنیک منتشر شد و پس از آن در سال 1874 در چهار جلد و دو مجلد در سن‌ پترزبورگ به چاپ رسید. این رمان پرحجم و طولانی داستانی بسیار واقع‌گرایانه است که شرایط جامعه را موشکافی می‌کند. شخصیت اصلی داستان این رمان «پرنس مشکین» است که پس از ابتلا به بیماری صرع، از سوئیس به روسیه بازمی‌گردد. او هنگام بازگشتش در قطار با «راگوژین» و زنی به نام «ناستازیا» آشنا می‌شود و در میان اتفاق‌های جدید قرار می‌گیرد.

«داستایِفسکی» هنگام نگارش این اثر در سوئیس زندگی می‌کرد و از مشکلات جدی مالی رنج می‌برد. او بدون طرح و پرداخت قبلی این اثر را نگاشت به همین دلیل این اثر از یکپارچگی کامل برخوردار نیست با این وجود این اثر یکی از شاهکارهای این نویسنده است و از ارزش ادبی بالایی برخوردار است. براساس این داستان تا امروز چندین فیلم سینمایی ساخته شده است، اولین اقتباس از آن  فیلم درام صامتی به نام «ارواح سرگردان» به کارگردانی«کارل فئولیش» در سال 1921 در آلمان ساخته شد.

گزیده کتاب ابله

اینک نوبت به توتسکی رسیده بود که قصه خود را ظاهراً آماده نموده بود. همه احساس می‌کردند که او مانند ایوان پطروویچ از نقل خاطره خود امتناعی نخواهد داشت و درعین‌حال که به چهره ناستازی دقیق شده بودند با کنجکاوی هرچه‌تمام‌تر منتظر شنیدن داستان بودند.

توتسکی با لحن آرام و جذابی شروع به نقل یکی از داستان‌های دل‌انگیز خود کرد. متانت گفتار او از هر حیث با ظاهر فریبنده‌اش مطابقت می‌کرد. زیرا باید اذعان کرد وی مردی جذاب بود که اندامی بلند و نیرومند و موهایی خاکستری‌رنگ و گونه‌ای سرخ و دندان‌هایی مرتب و نظیف داشت و لباس آراسته و پیراهن بسیار نظیفی به برکرده بود. دست‌های سفید و گوشتی‌اش توجه هر بیننده را به خود جلب می‌کرد، و یک الماس گران‌بها بر انگشتری که در سبابه دست راست داشت می‌درخشید.

در تمام مدتی که سخن گفتن او ادامه داشت ناستازی با توری‌های آستینش بازی می‌کرد به‌طوری‌که حتی یک‌بار به‌طرف وی نگاه نکرد. توتسکی این‌طور شروع به صحبت کرد: ازآنجایی‌که من ناگزیرم زشت‌ترین اقدام زندگی خویش را نقل کنم کارم بسی آسان می‌شود، زیرا در یک چنین موردی آدمی گرفتار هیچ‌گونه تردیدی نمی‌گردد و وجدان و حافظه بی‌درنگ معلوم می‌کنند که چه چیز را باید نقل کرد. از میان سبک‌سری‌ها و اقدامات ناپسند بی‌شمار عمر من خاطره‌ای دارم که پیوسته مرا رنج می‌دهد. 

این داستان ما را به بیست سال پیش ‌برمی‌گرداند: در آن زمان من در خانه پلاتون اردینتف که تازه به مارشالی به طبقه اشراف برگزیده شده و به‌اتفاق زن جوانش عید آخر سال را در املاکش به سر می‌برد اقامت داشتم، جشن تولد آنفیسا آلکسیونا زن پلاتون مقارن همین عید بود و مقدمات برپا کردن دو مجلس رقص را فراهم ساخته بودند.

 در آن موقع داستان دل‌انگیز مادام کاملیای آلگزاندر دوما رواج عجیبی در میان طبقه اشرافی روسیه داشت. گذشته از این تصور نمی‌کنم تا جهان باقی است این اثر کهنه شود. در شهرستان‌ها زنان مخصوصاً آن‌هایی که این کتاب را خوانده بودند با ستایش عجیبی از آن بحث می‌کردند: جذابیت این داستان و موقعیت جالب‌توجه مهم‌ترین قهرمان آن، اشخاصی که با زبردستی حیرت‌انگیزی در کتاب توصیف ‌شده بودند، بالاخره جزئیات دلفریب بی‌شمار این اثر (از قبیل تناوب جالب‌توجه گل‌های کاملیای سفید و سرخ) و به‌طورکلی این شاهکار در میان طبقه بالا یک انقلاب کوچک حاصل کرده بود.

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها کتاب ابله

مشخصات کتاب ابله

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 982

کنگره : ‏‫PG3360‭/‮الف‬2‏‫‭1393‮الف‬‬

دیویی : ‏‫‭891/733‬

کتابشناسی ملی : 3284101

شابک : 978-964-00-1589-6

سال نشر : 1393

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

نظرات درباره کتاب ابله