کتاب بدون هراس

3 از 1 نظر

کتاب چاپی بدون هراس

صفحات کتاب : 328

معرفی کتاب بدون هراس

وندی شرمن رئیس تیم آمریکا در مذاکرات ایران، برای بسیاری از ایرانیان یا دست کم برای اهل سیاست نامی آشناست. او در کتاب بدون هراس با مرور خاطراتش از تجربیاتی می‌گوید که به او یاری رساندند تا در مقام یک دیپلمات عالی­ رتبه کارنامه موفقی از خود به جا بگذارد. کتاب بدون هراس دو بخش دارد. یک بخش به زندگی خود شرمن از کودکی می‌پردازد و بخش دیگر کتاب بدون هراس، تجربیات و خاطرات شرمن است از دوران مذاکره با سیاست‌مداران ایرانی.

از جمله نکات برجستۀ خاطرات شرمن که نقش بسیار پررنگی در کتاب بدون هراس دارد، تأکید ویژۀ او بر ایجاد روابط عاطفی و صمیمانه برای پیش‌بردن مذاکره است. شرمن بارها در کتاب تأکید می‌کند که برای نزدیک‌شدن به توافق و اهداف مذاکرۀ خود، با تیم مذاکره‌کنندۀ ایرانی روابطی دوستانه برقرار کرده است؛ اگر چه چندین بار هم نارضایتی خود را از اینکه نمی‌تواند با تیم مذاکره‌کنندۀ ایرانی دست بدهد، ابراز می‌کند. او معتقد است این‌گونه برقراری روابط عاطفی با تیم مذاکره‌کننده باعث می‌شود راحت‌تر به توافق دست پیدا کرد. از جمله بخش‌های شایسته تأمل کتاب بدون هراس درباره همین مسئله است؛ جایی که شرمن می‌گوید پس از آنکه طرف ایرانی خواست تا مواردی دیگر به مذاکره افزوده شود، او حتی گریه هم می‌کند و دست آخر طرف ایرانی از خواستۀ خود عقب می‌نشیند.

گزیده کتاب بدون هراس

درست در لحظه هایی که در آستانۀ توافق قرار داشتیم، خطر این وجود داشت که همه چیز از دست برود. با توجه به آنچه خارج از این جلسه ممکن بود رخ دهد و تمام زحماتی که ما کشیده بودیم، این حرکت او برای من دیوانه کننده بود.

من جواب دادم: عباس، کافیست. شما همیشه بیشتر می خواهید. ما اینجا هستیم، در حالی که از مهلت مقرر عبور کرده ایم و کنگره به زودی به تعطیلات می رود. من می شنیدم که دارم داد می زنم. در آن موقع ناراحتی من از تمایل ایرانی ها به بازی های تاکتیکی داشت زیاد می شد و بر خلاف اراده ام، اشک در چشمانم در حال جمع شدن بود. این اولین باری نبود که چنین چیزی برای من پیش می آمد، اما این قطعاً نامناسب ترین زمان بود. من نفهمیدم که چه زمانی در درونم احساساتم به هم ریخت و در وضعیت گریه و خشم قرار گرفتم. زن ها خیلی زود در زندگی شان می آموزند که نباید عصبانی شوند و شاید غریزۀ بقای من برای پوشاندن خشمم یک چنین وضع ناخوشایندی را ایجاد ساخت. در هر صورت، کار دیگری از من برنمی آمد، جز آنکه اشک هایم را نادیده بگیرم و ادامه دهم. من به ایرانی ها کلافگی ام را توضیح دادم و اینکه چگونه تاکتیک های آن ها برنامه های زندگی ام را به هم ریخته است و گفتم: من دیگر نمی دانم چه کنم، اما مهمتر از همه، شما دارید تمام زحماتمان را به خطر می اندازید.

عراقچی و تخت روانچی مبهوت مانده بودند. آن ها فکر می کردند که طرز رفتار و نحوۀ کار مرا شناخته اند، اما این وندی رکگو و گریان را نمی شناختند. برای اولین بار طی چند ماه مذاکره، آن ها در سکوت و سردرگمی بودند. حتی راب هم که به صورت های ما نگاه می کرد، نمی دانست چه واکنشی باید نشان دهد. من قصد نداشتم به عراقچی یا هر رقیب دیگری با صورتی گریان حمله کنم؛ به هیچ وجه انتظار نداشتم که آن ها به خاطر غر زدن من در مورد زندگی شخصی ام از مواضعشان عقب نشینی کنند. با این حال، چیزی که در صداقت کلافگی من و واقعیت آن لحظه وجود داشت، مؤثر افتاد.

موفق نبودن این مذاکرات همه چیز را در معرض خطر قرار می داد و چه زندگی هایی که بر اثر نبرد هسته ای از بین نمی رفت، و البته زندگی ما و زحمات ما نیز بی فایده می شد.

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها کتاب بدون هراس

مشخصات کتاب بدون هراس

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 328

کنگره : ‏‫‬‭‬‮‭E901/1

دیویی : ‏‫‬‭327/73055

کتابشناسی ملی : 6047308

شابک : ‫‭978-964-12-1568-4‬‬

سال نشر : 1398

نظرات درباره کتاب بدون هراس