کتاب حسین از زبان حسین(ع)

زندگی و زمانه امام حسین (ع) از زبان ایشان

3 از 1 نظر

کتاب چاپی

صفحات کتاب : 284

خلاصه کتاب حسین از زبان حسین(ع)

معرفی کتاب حسین از زبان حسین

 کتاب حسین از زبان حسین شرحی کامل زندگی و زمانه امام حسین (ع) از زبان ایشان که به پیروی از کتاب «علی از زبان علی» در قالب اول شخص توسط حجت الاسلام محمد محمدیان نوشته شده است. این کتاب در هشت فصل دوران ولادت امام حسین (ع) تا شهادت آن حضرت و پس از آن را روایت می کند. همچنین ماجرای اسارت کاروان تا بازگشت به کربلا و سپس مدینه از زبان حضرت زینب (سلام الله علیها) روایت می شود.

فصل های کتاب حسین از زبان حسین عبارت اند از: «دوران رسول خدا (ص)، دوران امیرالمومنین (ع)، دوران امام حسن (ع)، امامت، آغاز مبارزه آشکار با حاکمیت اموی، از مکه تا کربلا، و تو چه می دانی کربلا چیست، پس از شهادت امام حسین (ع)».

درباره نویسنده کتاب حسین از زبان حسین 

حجت الاسلام محمد محمدیان رئیس سابق نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه و عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

گزیده کتاب حسین از زبان حسین 

«ابن عباس» داستان عبور امیرالمؤمنین (ع) از کربلا را مفصل‏ تر نقل کرده است، او میگوید: در سفر صفین خدمت امیرالمؤمنین (ع) بودم که به نینوا در کنار فرات رسیدیم، حضرت با صدای بلند فرمود: ابن عباس، اینجا را می ‏شناسی؟ گفتم: یا امیرالمؤمنین نمی‏ شناسم. فرمود: اگر تو نیز اینجا را چون من می‏ شناختی، از آن عبور نمی‏ کردی مگر اینکه چون من گریه می کردی! امیرالمؤمنین (ع) چندان گریست که محاسنش خیس اشک شد و قطرات اشک بر سینه ‏اش جاری شد، ما هم با گریه او گریستیم، او در میان گریه‏ هایش می‏ فرمود: وای وای، مرا چه کار با آل ابوسفیان! مرا چه کار با آل حرب و حزب شیطان و اولیاء کفر! ای اباعبداللَّه صبر پیشه کن، با تو همان می‏ کنند که با پدرت کردند!

امیرالمؤمنین (ع) آبی خواستند و وضو گرفته و نمازی خواندند، بعد از نماز لحظاتی به خواب رفتند، وقتی بیدار شدند به من فرمودند: ابن عباس، خوابی دیدم آیا برایت بگویم؟ گفتم: انشاء اللَّه خیر است.

فرمود: در خواب دیدم گویا مردانی از آسمان با پرچم‏های سفید و شمشیرهای درخشان که به کمر بسته بودند فرود آمدند و گرداگرد این زمین خطی کشیدند، و دیدم این نخل ها شاخه‏ های خود را بر زمین زدند در حالی که خون تازه از آن ها می ‏جوشید، و دیدم گویا فرزندم حسین در میان آن خون ها دست و پا می ‏زند و فریاد برمی‏ آورد و کسی به کمک او نمی‏ آید! و آن مردان آسمانی می گویند: ای آل رسول صبر کنید، شما به دست بدترین مردم کشته می شوید، ای حسین این بهشت است که مشتاق توست. سپس آن مردان مرا تسلی دادند و گفتند: ای ابوالحسن مژده باد به تو که چشمت در روز قیامت روشن گردد. پس از این از خواب بیدار شدم، سوگند به خدایی که جانم دست اوست، رسول خدا (ص)به من فرموده بود که در این سفر، این سرزمین را خواهم دید، این زمین کرب و بلا است که حسین با هفده نفر از فرزندان من و فاطمه در آن مدفون خواهند شد. این سرزمین در آسمان‏ ها به نام کرب و بلا معروفست همانگونه که سرزمین مکه و مدینه و بیت المقدس در آسمان ها معروفند.


کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 284

کنگره : BP41/5

دیویی : 297/953

کتابشناسی ملی : 5801991

شابک : 978-600-441-138-7

سال نشر : 1398

نظرات