تولد یک جنبش واره
تحلیلی اجتماعی بر جشنواره مردمی فیلم عمار
- چاپی
- الکترونیکی
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب تولد یک جنبش واره
کتاب تولد یک جنبش واره در واقع تحلیلی اجتماعی بر جشنواره مردمی فیلم عمار که توسط مجتبی نامخواه گردآوری و نگارش شده است و به وسیله انتشارات راه یار منتشر شده است.
جشنوارۀ عمار محل دیده شدن مستندهایی است که بر مدار انسان های انقلاب می چرخد. انسان انقلاب یعنی کسی که از «من» و داشته هایش گذشته، یک انقلاب درونی و انسانی را تجربه کرده و به انسان متمایزی بدل شده که کنش های اجتماعی اش یک سره معطوف به حقیقتی است تحت عنوان انقلاب اسلامی. این «عبور از من»، ممکن است شامل تمام یا بخشی از زندگی انسان انقلاب باشد. «شهید»، آن انسان انقلابی است که از تمام زندگی اش گذشته است؛ با این حال انسان های انقلاب بی شماری هستند که «خیلی معمولی» به نظر می رسند و خیلی هم معمولی زندگی می کنند. ممکن است چوپان، کشاورز، یا یک نانوا باشند، ولی به واقع و به واسطۀ گذشت ها و گذشته هاشان، همچنین به واسطۀ زندگی امروزشان می توانند تجسم یک انسان انقلاب باشند.
انسان هایی که در اغلب مستندهای جشنوارۀ عمار محور اثر هستند، تنوعی دارند که انسان را به یاد روایتِ نریشن های شهیدآوینی از تکثّر رزمندگان جبهه ها می اندازد. انسان هایی با زیست بوم ها و تجربه زیسته های متمایز و بلکه در اوج تکثّر و تمایز و در عین حال، در یک وحدت ذاتی؛ ما به نحو شگفت انگیزی درک می کنیم چوپانِ محور مستند «ایران سبز» و نانوای محور «پهلوان تلگرد» و پزشک و وزیر اسبق که محور مستند «گل های روی دیوار» است، همگی در یک وحدت عجیب، به هم شبیه هستند.
گزیده کتاب تولد یک جنبش واره
همۀ ما احتمالاً کم وبیش به کارهایی انفعالی و «پاسخ به شبهاتی» در کار فرهنگی و اجتماعی برخوردهایم. کار فرهنگی را خلاصه کردهاند در پاسخ به شبهات بهاییت، پاسخ به شبهات شیطان پرستی، پاسخ به شبهات وهابیت، پاسخ به شبهات زرتشتیگری، پاسخ به شبهات صوفیه و...؛ همواره در حال پاسخ دادن هستند. گمان میکنند با پاسخ دادن و تبدیل پاسخها به نشریه، رسانه و نرم افزار، میتوان یک حرکت اجتماعی ایجاد کرد. آیا منظور از کار اجتماعی این قبیل کارهاست؟
در اینجا دو نگاه در مقابل هم قرار می گیرند: یک نگاه قاطع و محکم میگوید: بله؛ کار فرهنگی یعنی مقابله با شبهات مسیحیت و مناظره با بهاییت و... یک نگاه دیگر مسائل را ریشهایتر میبینید و بسط نظام عادلانه را راه حل میداند. خاطره دیدار احمد احمد با امام خمینی(ره) را به یاد بیاوریم. دیدگاه اول همان دیدگاه انجمن حجتیه است؛ اما دیدگاه دوم دیدگاهی بود که در خط امام خمینی و انقلاب اسلامی دنبال میشد. جای تأسف و تأثر است که بگوییم همان نگاه شبه حجتیهای بعد از انقلاب، در میان علاقهمندان به انقلاب بازتولید شد و فرزندانی از انقلاب به این باور رسیدند که «پاسخ به شبهات» منهای دغدغه و عملِ معطوف به بسط عدالت اجتماعی، میتواند یک مدل از کار انقلابی باشد.
بنا کردند به ترویج این مدل از کارِ منزوی، کارِ فردی، کارِ عقیم؛ آن هم به اسم کار تربیتی و کار فرهنگی!
جشنوارۀ عمار به ما یادآوری کرد که اگر میخواهید کار اجتماعی کنید، موضع انفعالی را رها کنید و از موضعی پیش رو به طرح و نقد مسائل اصلی اجتماعی بپردازید. این شبهات موضوعیت ندارند و با وجود یک جریان اجتماعی انقلابی در حاشیه قرار میگیرد.