کتاب خانواده مکلی نوشته ریحانه درفشی است که توسط انتشارات متخصصان منتشر شده است. اکنون بخشی از فصل اول کتاب داستانی خانواده ملکی را با هم می خوانیم.
اسم خواهرم آلیس و اسم برادرم آلن هست که البته ما به خواسته ی خودش فرانسیس صدایش می کنیم. او معتقد است که خواهر و برادرها نباید فقط به این دلیل که هم خون هستند، اسم شبیه به هم داشته باشند که البته به نظر من تشابه اسمی بعضی از خواهر و برادرها به خاطر هم خون بودن آن ها نیست، بگذریم. آلیس هفده سال دارد و فرانسیس نوزده سالش است؛ آن دو خیلی شبیه به هم هستند، با اینکه دو سال اختلاف سنی دارند اما اگر من یک غریبه بودم می گفتم آن دو حتماً دوقلو هستند؛ (البته الآن هم می گویم)!
فرانسیس علاقه ای به تحصیل نداشت به همین دلیل اقدامی برای رفتن به دانشگاه نکرد. (می توانم بگویم این تنها فرق بین آلیس و فرانسیس است زیرا آلیس درس خواندن را دوست دارد.) آلیس دختری مهربان و خوش ذوق است و همه عاشقانه او را دوست دارند. از خواهر و برادرم که بگذریم، پدر و مادرم هر دو کار می کنند؛ مادرم یک خیاط خبره است به قدری که از تمام نقاط کالیفرنیا سفارش می گیرد، پدرم نیز مدیرعامل یک شرکت تجاری است که اغلب اوقات در خانه نیست. بله ما ثروتمند هستیم. یک خانه بزرگ داریم که دارای دوطبقه است؛ در طبقه اول آشپزخانه و سالن پذیرایی به همراه دو حمام و دو سرویس بهداشتی و دو اتاق مخصوص برای سایر اعضایی که در خانه کنار ما زندگی می کنند، وجود دارد و در طبقه ی دوم هفت اتاق و در هر اتاق یک حمام و یک سرویس بهداشتی واقع است، بماند که جزئیات خانه چگونه است، تصورش هم زیباست!