کتاب رومی روم
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
کتاب رومی روم نوشته حسین زحمتکش زنجانی، یک رمان معاصر است که توسط شرکت چاپ و نشر بینالملل منتشر شده و توانسته نشان شیرازه بیستودومین جشنواره ملی صنعت چاپ و نشر را از آن خود کند.
معرفی کتاب رومی روم
این رمان، نخستین اثر بلند داستانی حسین زحمتکش زنجانی است که با نگاهی متفاوت به تلاقی جنگ، ایمان و انسانیت میپردازد. داستان در بستری از وقایع تاریخی و مذهبی شکل میگیرد و موضوعاتی مانند دفاع مقدس، رژیم بعث، جریان تکفیری داعش و پیادهروی اربعین را در کنار یکدیگر قرار میدهد. این کتاب در ۲۸۶ صفحه و با قطع رقعی منتشر شده است.
دانلود کتاب رومی روم
نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل کتاب رومی روم pdf تولید شده است. این کتاب الکترونیک را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.
مسابقه کتاب رومی روم
مسابقه کتابخوانی رومی روم با 5 کمک هزینه سفر کربلا معلی در حال برگزاری است. پس از خرید کتاب، لینک شرکت در مسابقه برای شما ارسال می گردد.
خلاصه کتاب رومی روم
داستان کتاب حول محور دو شخصیت اصلی از دو سوی جنگ شکل میگیرد:
حاج ارسلان
رزمنده ایرانی دوران دفاع مقدس که از اولین تا آخرین روزهای جنگ (از آبادان تا عملیات مرصاد) در جبههها حضور داشته است. او اکنون در سال ۱۳۹۸، شصتوچند ساله است و برای برآورده کردن نذرش، همراه با همسر و فرزندش عازم پیادهروی اربعین میشود.
برزان الخزرجی
کهنهسرباز عراقی از رژیم بعث است که بعد از جنگ توبه کرده و اکنون زندگی خود را وقف خدمت به زائران امام حسین (ع) در مسیر اربعین کرده است.
سرنوشت این دو شخصیت که در واپسین روزهای جنگ با یکدیگر درگیری داشتهاند، سالها بعد در راهپیمایی عظیم اربعین به هم گره میخورد. آنها در این مسیر، یکدیگر را میشناسند و تقابل و روایت درهمتنیدهشان شکل میگیرد. رمان غیر از جنگ، به اتفاقات جدیدتری مانند ظهور داعش نیز اشاره دارد که در داستان نقشی انکارناپذیر دارد.
داستان با فضایی از تعلیق و رازآلودگی همراه است. در میانه راه، برزان، ارسلان و خانوادهاش را به خانهاش دعوت میکند؛ اما به تدریج مشخص میشود که اوضاع آن خانه چندان عادی نیست و ماجراهایی در جریان است که فضایی از تعلیق را برای خواننده ایجاد میکند.
بستر تاریخی بخشهای جنگ
• کانون روایت دفاع مقدس: جبهه غرب، کرمانشاه، تنگه چارزبر (چهارزبر) و عملیات مرصاد (مرداد ۱۳۶۷) — یعنی دفع تجاوز منافقین در عملیات «فروغ جاویدان» پس از پذیرش قطعنامه.
• صحنه کلیدی: اسارت ارسلان به دست منافقین و نقش حیاتی درختهای بلوط تنگه در زنده ماندن او (نویسنده برای این صحنه، شخصاً به تنگه سفر و پراکندگی بلوطها را رصد کرده است).
نویسنده، حسین زحمتکش زنجانی در یک نگاه
تولد: پنجم شهریور ۱۳۶۰، تهران (تبار زنجانی)
تحصیلات و عرصه: دانشآموخته دکترای دانشگاه و سطح سه حوزه علمیه قم؛ پژوهشگر دین و نویسنده ادبیات داستانی و تاریخ شفاهی در ادبیات پایداری؛ شاعر (غزل) نیز هست.
مسئولیتهای فرهنگی: سردبیر ماهنامه نقد ادبی «گاه نقد»؛ دبیر ادبیات و شعر مجمع ناشران انقلاب اسلامی.
داوری: جشنوارههای علامه حلی (چند دوره)، علامه شعرانی، کنگره بینالمللی فرهنگ و اندیشه دینی، نخستین دوره جایزه جهانی فلسطین، دومین جایزه ادبی شهید اندرزگو.
افتخارات شخصی: رتبه در کنگره جهانی محمد(ص) و جشنوارههای علامه حلی، خاتم، هنر آسمانی، اخلاق تبلیغ دین و رضوی.
برشی از متن کتاب
عمود 338 در چند قدمی ام بود. کمی آن طرف تر ، در نزدیکی موکب کوچکی که صاحبانش بلندبلند باهم عربی حرف می زدند، طیبه و مجتبی نشسته بودند روی یک سکوی سیمانی و خستگی در می کردند. طیبه، مثل همیشه که اصلاً تحمل یک ذره گرما را نداشت، پَر و بال بادبزن صورتیِ گُل گلی اش را از هم باز کرده بود و با ولع تمام، سر و صورت و گردنش را باد می زد. مجتبی هم که امکاناتش به اندازۀ طیبه نبود، با تکان دادن کف دستهایش، نسیمی به صورتش می وزاند و گاهی هم خودش را به طیبه نزدیک می کرد تا شاید او هم بتواند بهره ای از بادبزن غنیمتیِ مادرش ببرد. سالها پیش، از آبادان برایش خریده بودم، وقتی هنوز مجتبی را نداشتیم.
- ضیوف الحسین ضیوفنا. برادر در خدمت باشیم. ماشین هم هست.
قیافه اش به عربها نمی خورد. کمی لهجه داشت؛ اما فارسی را خوب حرف می زد. حتی لهجه اش با لهجه ای که تا آن ساعت از عربها شنیده بودم، متفاوت بود. موقع حرف زدن، دهانش بیشتر از عربهای دیگر باز می شد. دست عصایی اش را از تاب سبیلش کَند و بازویم را چسبید. با اینکه به طرف او چرخیده بودم، آن یکی دستش هنوز روی شانه ام مانده بود. با یک چشم زُل زده بود به لب و دهانم که ببیند چه می گویم.
- به الله قسم نمی ذارم امشب رو جای دیگه ای صبح کنی. باید بیای منزل ما.
دروغ چرا! کمی از قیافه و ترکیبش ترسیده بودم. نمی دانستم چه بگویم. بالاخره آن شب را باید جایی می ماندیم. چه فرقی می کرد کجا! طیبه و مجتبی در تیررس نگاهم بودند و همچنان خودشان را باد می زدند. انگار جهنم آن شب پاییزیِ تازه از راه رسیده که اسمش پاییز بود و بیشتر به تابستان می خورد، بهشان نساخته بود. آن مرد همۀ زورش را گذاشته بود و مرا می کشید طرف خودش. کارش کشیده بود به التماس و خواهش و تمنا، به عربی و فارسی.
- خونهت کجاست برادر؟ دوره یا نزدیک؟
خرید کتاب رومی روم
نسخه چاپی این کتاب را با استفاده از سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.

تحلیل عنوان رومی روم
عنوان کتاب یک بازی واژگانی دوزبانه است که از سه لایه تشکیل میشود:
رومی = نام خانوادگی قهرمان ایرانی داستان: «ارسلان رومی»؛
روم (Room) = وامواژه انگلیسی به معنای اتاق؛ ناشر در معرفی رسمی، عنوان را با کسره اضافه «رومیِ روم» آورده است؛ یعنی «اتاقِ رومی»؛
اشاره به خانه محقر برزان در عراق — هسته مرکزی ماجرا — که دور از مسیر اصلی پیادهروی قرار دارد و «اتاق» و فضای خانه در آن، صحنه برخوردها، افشاگریها و رازهای فروخورده دو مرد است.
همچنین تداعی ادبی «رومی» (به معنای مولانا و عرفان عاشقی) با مضمون «عاشقانه ختمشده به حرم امام حسین(ع)» که نویسنده خود از آن سخن گفته، لایه ابهام آگاهانهای به عنوان میبخشد. (این بخش تحلیل پژوهشگر بر پایه شواهد متن رسمی ناشر و مصاحبههاست؛ نویسنده در اسناد عمومی بررسیشده، شرح صریح یکسطرهای از عنوان نداده است.)
