4.6از 5

تبسم عشق

رمان
دسته بندی
رایگان
خرید
    • معرفی کتاب
    • مشخصات کتاب
    "تبسم عشق" رمانی عاشقانه است که داستان عشق و دوری بابک و تبسم را روایت می کند.

    در بخشی از کتاب تبسم عشق می خوانیم:
    "مونس پیشونی بابک رو بوسید و در جواب حسادت ظاهری بهنوش گفت:
    «پسرم بعد دوسال برگشته، اونوقت بهش حسادت میکنی!»
    بابک که فکرش جای دیگه ای بود پرسید:
    «کی داخل بیمارستانه؟ غیر از شما کی اینجاست؟»
    مونس نفس عمیقی کشید و جواب داد:
    « همه... همه هستن.»
    بابک سرشو پایین انداخت. مونس با دلخوری گفت:
    «اصلا دلم نمیخواد بعد این همه مدت پسرم رو با چهره ای پریشونو خسته ببینم.»

    بابک چمدونش رو از زمین برداشت. بهنوش و مونس لبخند رضایت روی لبهاشون نشست و هر سه به طرف سالن بیمارستان رفتند.محمود وقتی پسرش رو دید فوری به طرفش رفت و با خنده ی خوشحالی بابک رو محکم در بغل گرفت و بوسید. یوسف هم به طرف بابک رفت در حالیکه خیلی شکسته و خمیده تر از قبل در نظر بابک می اومد با گریه رو به بابک گفت:
    «خوش اومدی..»

    بابک وقتی چهره ی پژمرده و خسته ی عمویوسف (پدر تبسم) رو دید ناخواسته یاد گذشته عین یه جرقه توی ذهنش تداعی شد و ترس از روبه رو شدن با تبسم تمام وجودشو گرفت. مونس و بهنوش که از سر دلواپسی و استرس از برخورد بابک با تبسم نمی تونستن آروم بگیرن مدام ذکر می گفتن و با نگرانی به بابک چشم دوخته بودن."