کتاب سپید دندان، نوشته نویسنده امریکایی، جک لندن، با ترجمه محمد قاضی به نگارش درآمده و توسط انتشارات امیرکبیر نیز منتشر شده است. این کتاب یکی از نمونه های بارز سبک کار جک لندن، هم در زمینە نگارش و هم در قلمرو فکر و اندیشه به شمار می رود. در خلاصه کتاب سپید دندان گــرگ زاده ای است درنـده در بیابان های وحشی شمال آمریکا که به دام آدمیان می افتد. سرانجام رام می شود و در خانە قاضی «اسکات» زندگی تـازه ای را آغـاز می کند.
کتاب سپید دندان
جک لندن نویسنده ای است به تمام معنی پرتأثر و فاقد سبک خشک و کلاسیک نژاد لاتین و به همین جهت وظیفە مترجم در ترجمە آثار او بسیار حساس و مشکل می شود.
رمان سپیددندان یکی از نمونه های بارز سبک کار او، هم در زمینە نگارش و هم در قلمرو فکر و اندیشه به شمار می رود. انشای او در این اثر روان و صریح و مانند صحنه هایی که ترسیم می کند، محکم و ثابت است. هر جا صحنه ای را غم انگیز ترسیم می کند، جنبە حزن و گیرایی آن را به سرحد کمال می رساند. قلمش در جنبه های متضاد، آنجا که نبرد زندگی را نمایش می دهد تند و آتشین و بی امان است و سپس نقاب خشونت را به دور می اندازد و شیرین و ملایم و احساساتی می شود.
سپید دندان کتابی است که نخست به صورت پاورقی در مجله آوتینگ در سال ۱۹۰۶ منتشر شد. داستان در جریان تب طلای کلوندایک رخ میدهد. جک لندن زندگی سگی را که خون گرگی دارد دنبال میکند. او در این رمان به مسائل اخلاقی، تقابل وحشیگری و تمدن انسانی میپردازد. این رمان مکمل دیگر رمان مشهور جک لندن به نام «آوای وحش» است. سپید دندان با ترجمه محمد قاضی به فارسی منتشر شده است.
دانلود کتاب سپید دندان pdf
دانلود کتاب سپید دندان pdf در نرم افزار فراکتاب موجود می باشد. شما می توانید این کتاب را دانلود کرده و سپس در کتابخوان فراکتاب به مطالعه ی آن بپردازید.
سپید دندان


خلاصه کتاب سپید دندان pdf
در این اثر ارزنده دو مسئلە اساسی مطرح است: اول تشریح قانون تنازع بقا به جالب ترین و زنده ترین صورت. قانون تنازع بقا یا قانون جنگل که به موجب آن قوی ضعیف را می خورد و ضعیف اگر بخواهد خورده نشود باید قوی شود. این نکته در فصلی از کتاب تحت عنوان «قانون گوشت» به شیواترین بیانی تشریح شده است و خواننده را ضمن این که سخت تحت تأثیر قرار می دهد، متأثر نیز می سازد که چرا امروز به جای قانون انسانی اعلامیە حقوق بشر، قانون جنگل بر سرنوشت آدمیان حکمفرما شده است و اقو یا در نابودی ضعفا می کوشند. اصل دوم، اصل تربیت است که آن نیز به منطقی ترین اسلوب تجربی ثابت شده و نو یسنده در طی این داستان شیرین نشان داده است که گـرگ زاده به رغم نظر پیشینیان عاقبت گرگ نشود بلکه آدم شود.
در خلاصه کتاب سپید دندان گــرگ زاده ای است درنـده در بیابان های وحشی شمال آمریکا که به دام آدمیان می افتد. گرگ سرانجام رام می شود و در خانە قاضی «اسکات» زندگی تـازه ای را آغـاز می کند. جیم هال در همین داستان، انسانی است رام در سرزمینی متمدن که عدم تربیت، او را وحشی می کند. او در خانە همان قاضی «اسکات» در زیر فشار دندان های سپیددندان، که مراقب حیات صاحب خویش اسـت، جان می سپارد. ارتباطی که زندگی جیم هال – نمونە انسان های واخورده و رمیده از تربیت – با زندگی سپیددندان -مظهر توحشی که گردن به چنبر تربیت داده است – دارد، ارتباطی است بسیار پرمعنی و حساس که علاوه بر این که داستانی بسیار جذاب پدید آورده است، روشنگر اصل تربیت نیز هست.
برشی از متن کتاب
مادر یعنی آن مظهر لطف و مهر و گرمی و آن چشمە قوت سیال را با سه حس لامسه و ذائقه و شامه شناخت و به خصوص حس کرد که مادر برای نوازش او، زبانی نرم و ظریف دارد که اغلب به بدن کوچک و ملوس او میکشد تا او را بیشتر ملوس و دلربا کند.
هم چنان حس کرد که مادرش همیشه برای این که او را به آغوش پرمهر و عطوفت خود بازگرداند و بخواباند، از آن زبان نرم استفاده میکند. قسمت اعظم اولین ماه عمر بچه گرگ خاکستری بدین طریق گذشت. پس از آن، چشمانش کم کم باز شد و توانست دنیایی را که بر او محیط بود بهتر و روشن تر بشناسد.
این دنیا غرق در ظلمت و تاریکی بود ولی او نمیدانست، زیرا هرگز دنیای دیگری ندیده بود. به چشمانش نوری بی نهایت ضعیف راه یافته بود ولی او نمیدانست که نور و روشنایی دیگری هم وجود دارد. دنیای او جهانی بسیار کوچک و ناچیز بود که به دیوارهای کنام محدود میگردید و در آن دنیای محدود، حس تنگی و خفگی هم نمیکرد، زیرا از دنیای پهناور و بی پایان خارج بی خبر بود.
مع هذا این نکته را به سرعت فهمیده بود که یکی از جدارهای دنیای او، یعنی مدخل کنام که از آن نور به درون میتابید، با سایر دیوارهای آن فرق بسیار دارد. او این کشف را پیش از این که فکرش به کار بیفتد و حتی پیش از این که چشمانش باز شود و بتواند به اطراف خود بنگرد، کرده بود. روشنایی، پلک های بسته اش را متأثر ساخته و از ورای آن پرده، تپش و ضربان خفیفی در اعصاب دیده اش پدید آورده بود. این ضربان ها، برق های کوچکی از نور در چشمانش زده بود که احساس آن برای او حالتی پر لذت و نشاط انگیز داشت.