× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

من یک ارتشی ام

مجموعه داستان

نوع اثر : کتاب

ناشر : صریر

نویسنده :

صفحات کتاب : 184

کنگره : ‏‫PIR۸۳۵۸‭‬ ‭/ر۸۸۸۴‏‫‬‭م۸ ۱۳۹۷

دیویی : ‏‫‬‭۸‮فا‬۳/۶۲

کتابشناسی ملی : 5166567

شابک : 978-600-331-440-5

سال نشر : 1397

خلاصه اثر

کتاب من یک ارتشی ام دربردارندۀ مجموعه داستان هایی از رحیم کریمی است که حال و هوای دفاع مقدس و جنگ، وطن دوستی، دفاع از خاک کشور و ایثار و شهادت و جانبازی در راه ایران را به تصویر می کشد.

رحیم کریمی در داستان هایش، بیشتر از همه از حال و هوای فکری جوانان انقلابی نوشته است. این داستان ها از جوانانی که با شجاعت به جبهه های جنگ رفتند و در مقابل دشمن، بدون هیچ اسلحه ای و فقط با روحیه ی مبارز و دلی سرشار از عشق به وطن، با چنگ و دندان از کشورشان دفاع کردند، سخن می گوید.

این کتاب برای کسانی که به داستان های کوتاه فارسی با موضوع دفاع مقدس و جنگ علاقه مند هستند، جذاب و خواندنی است.

در بخشی از کتاب من یک ارتشی ام می خوانیم:

حتّی یک گلوله هم در خشاب هایمان باقی نمانده بود. هر چه تیر در تفنگ هایمان داشتیم همه را به سمت دشمن بعثی شلیک کرده بودیم و تنها سلاحمان سر نیزه بود که با آن هم در مقابل دشمن تا دندان مسلّح نمی شد، کاری کرد. تقدیر چنین رقم خورده بود که می بایست راه اسارت را در پیش گیریم. دست های ظاهریمان بالا رفت اما از درون هنوز به نبرد با دشمن مشغول بودیم.

وقتی محاصره ی دشمن با خلع سلاحمان پایان یافت، زهر چشم گرفتن ها آغاز شد. ژنرال چاق عراقی که سر کرده بعثی ها بود در همان دم رسیدن کلتش را بیرون کشیده و دو نفر از سربازان زخمی دسته را در مقابل چشمانمان شهید کرد. بهانه اش هم این بود که آن ها قصد فرار داشته اند و به واسطه ی مترجمش که فارسی را جسته و گریخته صحبت می کرد با لحنی توهین آمیز به ما فهماند: اگه کس دیگه ای هم بخواد فرار کنه مجبور می شم یک گلوله هم حرام اون بکنم.

نزدیک بود از تعجّب شاخ در بیاورم. آرام و به گونه ای که سرباز عراقی که در چند قدمی ما بود صدایم را نشنود به استوار «حسین زاده» گفتم:

مثل اینکه این بعثی ها پیشگو شدن که حدس میزدن نقشه ی فراری وجود داره و از اون مهم تر میدونن چه کسی قصد فرار دارد که سریع با کشتن اون قائله رو ختم میکنن. ولی نه، قضیّه ساده تر از این حرف ها است. اونا یکی دو نفر از بچّه ها رو شهید کردن تا از بقیّه زهر چشم گرفته باشن و در ضمن میدونن که درمان این زخمی ها براشون هزینه داره. پس بهترین کار براشون اینه که به عوض حل مسئله، همین اوّل کار صورت مسئله رو پاک کنن.

سرباز عراقی از پشت سر لگدی به من زد و با اشاره ی انگشت بر روی لب مرا به سکوت وا داشت.

آن ها به دنبال کوچک ترین بهانه ای می گشتند تا بچّه های بی دفاع و بی سلاح را جلوی چشمانمان شهید کنند.

فرماندهی دسته، شجاعانه این موضوع را به ژنرال عراقی گوشزد کرد:

این کارتون نوعی انتقام جویی است؛ آخه چطور ممکنه کسی که از ناحیه ی پا مجروحه بتونه فرار کنه؟ شما می بایست طبق قوانین اسرای جنگی با ما برخورد کنین.

کتاب الکترونیکی

7,100 تومان

حجم : 680.9 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 172

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

موضوعات

فهرست

مقدمه
حکومت نظامی
اسارت
زوج ایمانی
قصّه ی بابام
درآرزوی شهادت
نظر کرده
نجوای عاشقانه

محصولات مشابه

بیشتر