× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

خاستگاه

نوع اثر : کتاب

ناشر : نسل نواندیش

نویسنده :

مترجم : فریبا جعفری نمینی

ویراستار : پریوش طلایی

صفحات کتاب : 592

کنگره : PS۳۵۵۳‭‬ ‭/ر۱۲‏‫‬‮‭م۸ ۱۳۹۷

دیویی : ۸۱۳/۵۴

کتابشناسی ملی : 4984905

شابک : 978-964-236-900-3

سال نشر : 1397

خلاصه اثر

کتاب خاستگاه، پنجمین ماجراجویی رابرت لنگدان، از مجموعه کتاب های دن براون است. نویسنده با قلم جادویی و جذاب خود، این بار ما را به اسپانیا خواهد برد، جایی که دین کاتولیک هنوز سایۀ پررنگی بر زندگی و اعتقادات مردم دارد.

از کجا آمده ایم؟ و به کجا خواهیم رفت؟ این ها سؤال های اساسی زندگی بشری هستند، سؤال هایی که آخرین کتاب دن براون (Dan Brown) در تلاش برای یافتن پاسخی برای آن هاست. در کتاب خاستگاه (Origin) با افت وخیز های فراوان، ماجراهای جذاب و بسیاری از رمز و رازهایی مواجه خواهید شد که شما را با داستان همراه خواهد کرد.

در این اثر شاهد تقلای دانشمندی خواهید بود که در تلاش است به جهان نشان دهد، علم جایگزین دین خواهد شد. ادموند کرش از یک فرقه تندروی دین کاتولیک ضربه خورده است و زخم دیده از این گروه، در تلاش است نشان دهد دنیا و انسان برای خلق به خدا نیازی نداشته اند!!

پس از رنسانس و رهایی از اصول جابرانۀ کلیسا، بشریت به مدد علم و دانش توانست کشفیات و اختراعات فراوانی کند. سیر علم در قرون جدید موجب شد اعتمادی عظیم به پیروزی علم در همه زمینه ها ایجاد شود تا جایی که گروهی پنداشتند به زودی تمام مشکلات عالم و آدم به دست علم حل خواهد شد. شما در کتاب خاستگاه با نشانه ها و نقل قول های زیادی از این دوره از تکامل انسان روبه رو خواهید شد.

در سراسر داستان، به ویژه صفحات ابتدایی آن، ممکن است دچار این سوء برداشت شوید که دن براون در این داستان حضور خدا را انکار می کند، شگردی که او در اغلب داستان های خود نیز به کار برده است و با قرار دادن داستان بر محور یک تئوری جنجالی، داستانی پرکشش را به تحریر درمی آورد، داستانی که ما را تا انتها با خود خواهد برد حتی اگر محوریت آن را قبول نداشته باشیم؛ اما در انتها به این باور می رسیم که تئوری ها نمی توانند جای واقعیت را بگیرند.

دن براون در این کتاب بسیاری از تئوری ها را مطرح کرده است و در این میان با ظرافت به بیان حقیقت مشغول است. رابرت لنگدان به دوست خود، ادموند کرش، اینگونه می گوید: «دین با پیشرفت علم منافاتی ندارد، دین با وجود پیشرفت روزافزون علم، هزاران سال است که در دنیا و بین مردم باقی مانده است و هرگز علم و دستاوردهای آن نمی تواند جایگزین دین شود، زیرا دین یک نیاز درونی برای انسان هاست.»

دن براون در بستر داستانی جذاب، نشان می دهد که علم شناسایی محض است. فایده علم این است که می تواند به انسان توانایی تسلط بر طبیعت را ببخشد. علم وسیله ای است برای آگاهی و انسانی که فاقد آگاهی است، هرگز نخواهد توانست در مسیر تکامل قدم بردارد و حتی نمی تواند از دین برای خود نردبانی برای تکامل بسازد. از سوی دیگر، نویسنده در مسیر داستان با قدرت به خواننده نشان می دهد که انسان عالِم و بدون اعتقاد به خدا، هرگز نمی تواند انسانی مفید به حال خود و جامعه خویش باشد، زیرا در این شرایط، موجودی بی حس خواهد بود که نه یار و یاور خود است و نه دیگران.

شکی نیست که انسان به چیز دیگری به نام «ایمان» نیاز دارد. ایمان است که اخلاقیات را معنادار می کند، محدودیت های اخلاقی را برای بشر روشن می کند و از او به راستی انسان می سازد. علم می تواند خطرات بیرونی را دفع کند که از ناحیه طبیعت یا انسان های دیگر حیات آدمی را تهدید می کند، درحالی که ایمان آفات درونی، ناامیدی ها، ترس ها و درماندگی ها را درمان می کند.

در انتها، نقل قولی از قهرمان داستان، رابرت لنگدان، آورده شده است که در پاسخ به این بیت از شعر بلیک، شاعر دهه 1800، بیان می کند که به کرات در متن داستان آورده شده است «مرگ دین نزدیک است و علم جهان را تصرف خواهد کرد»، یعنی «خیلی ها دچار چنین سوء برداشتی هستند (که بلیک فرد بی خدایی بوده است)؛ اما حقیقت این است که بلیک فردی بسیار روحانی بود، روحانیتی فراتر از مسیحیت خشک و مبهم قرن هجدهم انگلستان! او معتقد بود که ادیان به دو شکل تبدیل شده اند: ادیان تاریک و دُگماتیک که تفکر خلاق را سرکوب می کنند... و ادیان مترقی و پذیرنده ای که خودآگاهی و خلاقیت را تشویق می کنند. در خط پایان شعر، بلیک می توانست بگوید، مرگ خرافات نزدیک است و علم جهان را تصرف خواهد کرد و موجب خواهد شد تا روحانیت حقیقی از ورای آن خود را نمایان کند.»

در بخشی از کتاب خاستگاه می خوانیم:

لنگدان در بالای پله ها در صحن اصلی کلیسا، پس از خداحافظی با پدربینا برای مدتی درنگ کرد. او همانند تعداد زیادی از بازدید کنندگان روی نیمکت های کلیسا نشست و به پرتوهای زیبای نور غروب خورشید خیره شد که از میان شیشه های رنگی، در امتداد ستون های بلند به درون کلیسا می تابیدند.

او به تمامی ادیان جهان فکر می کرد، در مورد ریشه های مشترکشان، در مورد خدایان اولیه، خورشید، ماه، دریا و باد!
زمانی طبیعت برای همه ما اصلی ترین و مهم ترین موضوع بود!
برای همه ما.

و شاید به همین دلیل بود که همه ما با یکدیگر توافق و وحدت بیشتری داشتیم. البته، وحدت مدت ها بود که ناپدید شده و به گروه های پراکنده با باورهای گوناگون تقسیم شده بود، به باورهایی که همه در اصل یک چیز را می گویند و هر کدام یک حقیقت را اعلام می کنند و خود از وحدتشان بی خبرند!

با این حال، در داخل این عبادتگاه بی نظیر، لنگدان خود را در محاصرۀ مردمانی از هر دین، رنگ، زبان و فرهنگ می دید، انسان هایی که همه با حسی مشترک به آسمان خیره شده بودند، حیرت... همه آن ها با حیرت یکی از ساده ترین معجزات طبیعت را تحسین می کردند.

انعکاس نور خورشید روی ستون های سنگی!
لنگدان جریانی از تصاویر را در ذهن خود می دید، استون هنج، اهرام ثلاثه، غارهای آجانتا در هند، معبد ابو سَمبُل، چیچن ایتزا و تمام مکان های مقدس در سراسر جهان که مردمان باستان در آن ها گرد هم می آمدند تا به منظره ای شبیه به آنچه آن ها در حال تماشایش بودند، نگاه کنند و از همین حس حیرت و تحسین در خود لذت ببرند.

کتاب‌الکترونیکی

23,900 تومان

حجم : 6.3 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 592

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

موضوعات

فهرست

مقدمه مترجم
مقدمه
فصل اول
یک عصر با ادموند کرش
فصل دوم
فصل سوم
ادموند کرش: امشب ما قدمی بزرگ به سوی آینده بر خواهیم داشت
فصل چهارم
سورپرایز ادموند کرش برای امشب چیست؟
فصل پنجم
فصل ششم
فصل هفتم
فصل هشتم
فصل نهم
فصل دهم
فصل یازدهم
فصل دوازدهم
فصل سیزدهم
فصل چهاردهم
فصل پانزدهم
فصل شانزدهم
فصل هفدهم
فصل هجدهم
آینده بدون دین؟
فصل نوزدهم
فصل بیستم
فصل بیست ویکم
فصل بیست ودوم
فصل بیست وسوم
فصل بیست وچهارم
فصل بیست وپنجم
فصل بیست وششم
فصل بیست وهفتم
فصل بیست وهشتم
فصل بیست ونهم
فصل سی ام
فصل سی ویکم
فصل سی ودوم
فصل سی وسوم
فصل سی وچهارم
فصل سی وپنجم
فصل سی وششم
فصل سی وهفتم
فصل سی وهشتم
فصل سی ونهم
فصل چهلم
فصل چهل ویکم
فصل چهل ودوم
فصل چهل وسوم
فصل چهل وچهارم
فصل چهل وپنجم
فصل چهل وششم
فصل چهل وهفتم
فصل چهل وهشتم
فصل چهل ونهم
فصل پنجاهم
فصل پنجاه ویکم
فصل پنجاه ودوم
فصل پنجاه وسوم
فصل پنجاه وچهارم
فصل پنجاه وپنجم
فصل پنجاه وششم
فصل پنجاه وهفتم
فصل پنجاه وهشتم
فصل پنجاه ونهم
فصل شصتم
فصل شصت ویکم
فصل شصت ودوم
فصل شصت وسوم
فصل شصت وچهارم
فصل شصت وپنجم
فصل شصت وششم
فصل شصت وهفتم
فصل شصت وهشتم
فصل شصت ونهم
فصل هفتادم
فصل هفتادویکم
فصل هفتادودوم
فصل هفتادوسوم
فصل هفتادوچهارم
فصل هفتادوپنجم
فصل هفتادوششم
فصل هفتادوهفتم
فصل هفتادوهشتم
فصل هفتادونهم
فصل هشتادم
فصل هشتادویکم
فصل هشتادودوم
فصل هشتادوسوم
فصل هشتادوچهارم
فصل هشتادوپنجم
فصل هشتادوششم
فصل هشتادوهفتم
فصل هشتادوهشتم
فصل هشتادونهم
فصل نودم
فصل نودویکم
فصل نودودوم
فصل نودوسوم
فصل نودوچهارم
فصل نودوپنجم
فصل نودوششم
فصل نودوهفتم
فصل نودوهشتم
فصل نودونهم
فصل صدم
فصل صدویکم
فصل صدودوم
فصل صدوسوم
فصل صدوچهارم
فصل صدوپنجم
مؤخره

محصولات مشابه

بیشتر